دختر شیرازی

فرهنگی ادبی اجتماعی

خانواده
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸
 

برای ساختن یک زندگی مشترک موفق، هر چه بیشتر با دنیای درونی یکدیگر آشنا باشید، روابط شما راضی کننده‌تر و عمیق‌تر خواهد شد.

پرسشنامه ای در زیر مطرح می کنیم به این پرسشها در کمال آرامش پاسخ دهید و سپس دفترچه‌هایتان را با نامزدتان مبادله کنید. بعد از آن می توانید با هم بحث و گفت وگو کنید.

موفقیت‌ها و تلاش‌های من

1. به کدام رویداد زندگی خود افتخار می‌کنید؟

2.این موفقیت‌ها چگونه زندگی شما را شکل بخشیده‌اند؟
چطور بر مسیر تفکرتان درباره خود و توانایی‌هایتان اثر گذاشته است؟

3.به خود بالیدن در زندگی شما چه نقشی دارد؟
آیا در کودکی والدین شما احساس سربلندی خود را از شما ابراز کرده‌اند؟

4.آیا والدین شما، علاقه خود را به شما نشان داده‌اند؟

5.سربلندی از پیشرفت‌هایتان چه نقشی در زندگی مشترک شما داشته است؟

آسیب‌ها و التیام‌های من


1.از چه رویدادها یا دوره‌های دشواری عبور کرده‌اید؟

2.چگونه این ضربه‌های روانی پشت سر گذاشته‌اید؟

3.چگونه دوباره نیرو گرفتید و خود را التیام دادید؟

4.چگونه از خود در برابر وقوع مجدد این حوادث حفاظت کردید؟

5.این آسیب‌ها و روش‌های حفاظتتان، چه تاثیری در زندگی مشترک فعلی شما داشته است؟

دنیای عاطفی من

1.
در دوران کودکی، والدین شما عواطف خشم، ترس، غم و اندوه، مهر و محبت، علاقه به یکدیگر را چگونه ابراز می‌کردند؟

2.آیا در دوران کودکی مشکل عاطفی خاصی داشتید؟

3.آیا احساساتتان را راحت بیان می‌کنید؟

4.در ابراز احساسات، چه تفاوت‌هایی میان شما و همسرتان وجود دارد؟

رسالت و میراث من

1.تصور کنید بالای سر قبر خود ایستاده اید، دوست دارید دیگران شما را چگونه توصیف کنند؟

2.هدف و معنای زندگی شما چیست؟ برای چه چیزی تلاش می‌کنید؟

3.علاقه دارید پس از مرگ‌تان چه میراثی به جای بگذارید؟

4.چه اهداف مهمی هنوز پیش رو دارید؟

دوست دارم چه کسی باشم؟

1.فردی که می‌خواهید باشید، توصیف کنید.

2.برای رسیدن به این آرمان، چه کمکی می‌توانید به خود کنید؟

3.چه تلاش‌هایی برای خودِ آرمانی‌تان کردید؟

4.چه ویژگی‌هایی را باید در خودتان از بین ببرید؟

5.چه رویاهایی را از خود دریغ کرده‌اید؟

6.دوست دارید زندگیتان در پنج سال آینده چگونه باشد؟

همه ی این تمرینات و پرسشها به شما در به دست آوردن بینش فردی عمیق‌تر و نقشه دقیق‌تر از زندگی و دنیای یکدیگر کمک می‌کند. کسب آگاهی و آشنایی بیشتر با همسر خود و در میان گذاشتن دنیای درونی خود با شریک زندگی، فرآیندی جاری است. این در واقع فرآیند زندگی است. بنابراین هر چند وقت یکبار اطلاعات خود را به روز کنید. روان درمانگری می‌گوید راز موفقیت زندگی مشترک این است که زوج ها مدام از یکدیگر بپرسند «چه خبر؟»


 
 
با این 4 اشتباه همسرتان را از زندگی دلسرد نکنید
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸
 

همه انسان‌ها گاهی دلسرد و مایوس می‌شوند ولی انسانی که همیشه دلسرد است، نظر نادرستی در مورد روابط انسانی خواهد داشت، برای چنین فردی زندگی مطلوب نیست.

ما گاهی اوقات علیرغم حس و نیت خود، با رفتارمان همسرمان را دلسرد می‌کنیم. چهار روش دلسرد کردن وجود دارد:

1- سلطه‌گری زیرکانه

گاهی اوقات احساس می‌کنیم روش ما، بهترین روش و تنها راه موفقیت و تنها راه رسیدن به هدف است، در نتیجه برای آنکه کارها درست انجام شود، تصدی کارها را به عهده گرفته و پیشرفت همسرمان را نادیده می‌گیریم. در این حالت ، علیرغم این که حسن نیت داریم، عملاً زیرکانه سلطه‌گری می‌کنیم. این سلطه‌گری، همسر ما را دلسرد کرده و در او احساس طرد شدن ایجاد می کند.

2- ترساندن
وقتی انتظارات شما از همسرتان انتها ندارد، او نتیجه می‌گیرد که هر چقدر موفق شود هم نمی‌تواند به ملاک‌های شما برسد. ترساندن مثل سلطه گری زیرکانه، احساس طرد شدن و دلسردی را در همسرتان دامن می‌زند. این روش گاهی اوقات موجب افسردگی و حتی طلاق می‌شود.

3- تصدیق نکردن پیشرفت
تصدیق نکردن پیشرفت یکدیگر، صورت دیگری از دلسردی زیرکانه است. سکوت باعث می‌شود همسرتان بازخورد لازم برای ادامه دادن تلاش‌هایش را نگیرد. این عمل نیز، در طرف مقابل احساس طرد شدگی ایجاد می‌کند.

4- حساسیت بیش از حد
اگر پیرو این فرض غلط باشید که «من وقتی کسی می‌شوم که از دیگران بیشتر باشم» هرگاه برتری خیالی شما به خطر بیفتد، دست به حمله می‌زنید. برای مثال، اگر همسرتان از سر و وضع و لباس مرد یا زن دیگری تعریف کند، از دستپخت او تعریف کند یا محبت و راحتی زن یا مرد دیگری را بستاید، اظهارات او را حمل بر تحقیر خودتان خواهید کرد و عصبانی می‌شوید. و بالاخره این حساسیت بیش از حد بر مشارکت و خطر پذیری در زندگی زناشویی تأثیر می‌گذارد. چنین زن و شوهرهایی، حرف یکدیگر را طور دیگری می‌شنوند و محتاط می‌شوند.

                                                                     ایران پایا


 
 
غزل حافظ
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸
 

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است

تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد
هر دلی از حلقه‌ای در ذکر یارب یارب است

کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف
صد هزارش گردن جان زیر طوق غبغب است

شهسوار من که مه آیینه دار روی اوست
تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب است

عکس خوی بر عارضش بین کفتاب گرم رو
در هوای آن عرق تا هست هر روزش تب است

من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می
زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است

اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین
با سلیمان چون برانم من که مورم مرکب است

آن که ناوک بر دل من زیر چشمی می‌زند
قوت جان حافظش در خنده زیر لب است

آب حیوانش ز منقار بلاغت می‌چکد
زاغ کلک من به نام ایزد چه عالی مشرب است


 
 
رازهای موفقیت
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧
 

1- فرصت‌هایی را می‌بینند و پیدا می‌کنند که دیگران آنها را نمی‌بینند.
2- از مشکلات درس می‌گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می‌بینند.
3- روی راه‌حل‌ها تمرکز می‌کنند.
4- سرزنش نمی‌کنند (واقعا فایده‌اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان هوشیارانه می پذیرند و روشمندانه موفقیت‌شان را می‌سازند، در زمانی که دیگران آرزو می‌کنند موفقیت به سراغ‌شان آید.
5- مثل بقیه ترس‌هایی دارند ولی اجازه نمی‌دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.
6- سوالات درستی از خود می‌پرسند. سوال‌هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می‌دهد.
7- به ندرت از چیزی شکایت می‌کنند و انرژی‌شان را به خاطر آن از دست نمی‌دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی‌بافی و بی‌ثمر بودن است.
8- سرزنش نمی‌کنند (واقعا فایده‌اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می‌گیرند.
9- وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت‌شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت‌شان پیدا می‌کنند و بیشتر از ظرفیت‌شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می‌کنند.
10- همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه‌ریزی می‌کنند و فکر می‌کنند تا وقتی که کارشان را انجام می‌دهند استرس کمتری داشته باشند.
11- خودشان را با افرادی که با آنها هم‌فکر هستند متحد می‌کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می‌دانند.
12- بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت‌انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می‌کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی‌گذارند زندگی‌شان اتوماتیک‌وار سپری شود.
13- به وضوح و دقیقا می‌دانند که چه چیزی در زندگی می‌خواهند و چه نمی‌‌خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی‌ می‌کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.
14- بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می‌کنند.
15- در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی‌‌کنند و زندگی‌شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی‌دهند.
16- آنها دانش‌آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می‌کنند. آنها از راه‌های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می‌گیرند.
17- همیشه نیمه پر لیوان را می‌بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.
18- دقیقا می‌دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی‌شان را با از شاخه‌ای به شاخه‌ای دیگر پریدن از دست نمی‌دهند.
19- ریسک‌های حساب‌شده‌ای انجام می‌دهند؛ ریسک‌های مالی، احساسی و شغلی.
20- با مشکلات و چالش‌هایی که برایشان پیش می‌آید سریع و تاثیرگذار روبه‌رو می‌شوند و هیچ‌وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی‌کنند. با چالش‌ها روبه‌رو می‌شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می‌برند.
21- منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی‌مانند تا آینده‌شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می‌سازند.
22- وقتی بیشتر مردم کاری نمی‌کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می‌کنند.
23- بیشتر از افراد معمولی روی احساسات‌شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ‌گاه برده احساسات‌شان نمی‌شوند.

24- ارتباط‌گرهای خوبی هستند و روی رابطه‌ها کار می‌کنند.
25- برای زندگی‌شان برنامه دارند و سعی می‌کنند برنامه‌شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه‌ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.
26- در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می‌خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می‌فهمند.
27- ارزش‌های زندگی‌شان معلوم است و زندگی‌شان را روی همان ارزش‌ها بنا می‌کنند.
28- تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می‌دانند که پول و موفقیت مترادف نیستند. آنها می‌دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی‌ها خیال می‌کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته‌اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.
29- اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده‌اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می‌روند که کمتر کسی می‌تواند برود، شاد می‌شوند.
30- از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشی از اینکه کجا زندگی می‌کنند و چه دارند و چه طور به نظر می‌رسند، توجهی ندارند.
31- دست و دل باز و مهربان هستند و از اینکه به دیگران کمک می‌کنند تا به خواسته‌هایشان برسند خوشحال می‌شوند.
32- متواضع هستند و اشتباهات‌شان را با خوشحالی می‌پذیرند و به راحتی عذرخواهی می‌کنند. آنها از توانایی‌هایشان خاطر جمع هستند ولی به آن مغرور نمی‌شوند. آنها خوشحال می‌شوند که از دیگران بیاموزند و از اینکه به دیگران کمک می‌کنند تا خوب به نظر برسند بیشتر از کسب افتخارات شخصی‌شان لذت می‌برند.
33- انعطاف‌پذیر هستند و تغییر را غنیمت می‌شمارند. وقتی وضعیتی پیش می‌آید که عادت‌ها و آسایش روزمره‌شان را بر هم می‌زند از آن استقبال می‌کنند و با آغوش باز وضعیت جدید و ناشناس را می‌پذیرند.
34- همیشه سلامت جسمانی خود‌شان را در وضعیت مطلوبی نگه می‌دارند و می‌دانند که بدنشان خانه‌ای است که در آن زندگی می‌کنند و به همین خاطر، سلامت جسمانی برای آنها خیلی مهم است.
35- موتور بزرگ و پرقدرتی دارند. سخت کار می‌کنند و تنبلی نمی‌کنند.
36- همیشه منتظر بازتاب کارهایشان هستند.
37- با افراد بدذات و غیرموجه نشست و برخاست نمی‌کنند.
38- وقت‌شان و انرژی‌شان را روی وضعیت‌هایی که از کنترل‌شان خارج‌ است صرف نمی‌کنند.
39- کلید خاموش روشن دارند. می‌دانند چگونه استراحت کنند و ریلکس شوند. از زندگی‌شان لذت می‌برند و سرگرم می‌شوند.
40- آموخته‌هایشان را تمرین می‌کنند. درباره تئوری‌های عجیب و غریب خیالبافی نمی‌کنند بلکه واقع‌بینانه زندگی می‌کنند


 
 
غزل حافظ
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧
 

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت

گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست
گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض
پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت

در نمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست
خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت

خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم
کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت

گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت

وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر
ذکر تسبیح ملک در حلقه زنار داشت

چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت
شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت


 
 
آداب و روسوم شهر شیراز
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧
 
شب اول چله بزرگ زمستان را که مقارن با شب اول دیماه است، شب یلدا می گویند در این شب که بلندترین شب سال است، اکثر خانواده ها در شیراز به شب زنده داری می پردازند. بعضی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می کنند و برای پذیرایی از آنها و نیز صرف غذا سفره ای می گسترند. این سفره که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست، در اطاقی گسترده می شود، اینه و قاب عکس حضرت علی (ع) در آن قرار می گیرد، یکی دو لاله و چند شمع زیبا و نگین در آن گذاشته و روشن می کنند. در حاشیه آن درظرفی زیبا مقداری اسپند می گذارند و روی آن را آتش می ریزند تا بوی آن در اطاق بپیچد. از میوه ها انار و مرکبات و به ویژه هندوانه باید در سفره باشد. از انواع تنقلات نخودچی، کشمش، حلوای ارده و اجیل مشکل گشا و رنگینک و ارده شیره و خرما و انجیر نیز درسفره گذاشته می شود.
غذای ویژه سفره شب یلدا هویج پلو است.
شیرازی ها معتقدند که عموم مردم یا گرم مزاجند یا سرد مزاجند و در شب یلدا آنها که گرم مزاجند باید حتماً انواع خنکی ها مانند هندوانه بخورند تا طبعشان برگردد و سرد مزاج شوند و آنها که سرد مزاجند، باید در این شب از انواع گرمی ها مانند: خرما، رنگینک، انجیر و ارده شیره بخورند تا مزاج آنها نیز به گرمی برگردد. در این شب، تا دیرگاهان می نشینند و به شوخی، گفت وگو، خاطره گویی و مشاعره و شب زنده داری می پردازند .
فال حافظ نیز در میان خانواده ها، بخصوص در این شب رواج فراوان دارد.

  شب چهارشنبه سوری

در گذشته پس ار پایان آتش‌افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می‌آمدند و آخرین دانه‌های نباتی مانند: تخم کدو ،تخم هندوانه پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان‌تر می‌گردد و کینه و رشک از وی دور می‌گردد. امروزه اصطلاح نمک‌گیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته‌است.

در رسم قاشق زنی شب چهارشنبه سوری دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می‌کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می‌روند. صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها می‌خورد به در خانه آمده و به کاسه‌های آنان آجیل چهارشنبه‌سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می‌ریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.


 
 
سوغات - شیراز
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧
 

سوغات عمده شیراز ابلیمووابغوره می‌‌باشد. همین طور بهارنارنج شیراز زبانزد خاص و عام است. همینطور شیرازی‌ها نوعی پالوده به همان نام پالوده شیرازی دارند که یکی از بهترین انواع پالوده در ایران است. از انواع دیگر صنایع دستی می‌توان به خاتم‌کاری، منبت‌کاری، قالی و قالیچه اشاره کرد. خاتم این شهر معروف است.

صنایع دستی از قبیل خاتم کاری فارس ، نقره کاری ، سفال سازی ، منبت کاری و قالی بافی از مهمترین سوغاتی های شیراز محسوب میگردد.
عرقیات و شربت های طبیعی بهترین سوغاتی های شیراز است. عرق شاتره ، نسترن ، بیدیمشک ، اترج ، تارونه ، بهار نارنج ، نعنا چهل گیاه ، کاسنی ، شربت به لیمو و نارنج ، گاوزبان و کیالک از این نمونه اند که هرکدام دارای خاصیت خود میباشند.

گلاب میمند از سوغاتی های مهم فارس و شیراز است.
اصطخری در کتاب مسالک و ممالک مینویسد : ( گلاب فارس از جور خیزد و به دیار حجاز و یمن و شام و مصر و مغرب و خراسان ببرند و آب طلع ( عرق طارونه ) آنجا چکانند و هیچ جای دگر ندانند، زعفران و آب بید ( بیدیمشک ) بهتر از آن که به دیگر جای باشد )

 ابوریحان بیرونی در کتاب صدینه مینویسد :
گلی را که از وی گلاب گیرند ، اهل فارس به آن آزاد گل گویند . سرزمین فارس در سراسر دوران غزنویان،به گرفتن گلاب از گل شهرت داشت.اگر چه در گذشته، گلاب یزد ، اصفحان و بصره ، اسم و رسمی داشتند ولی سرزمین فارس مهمترین مرکز تولید گلاب و عطر های گوناگون بوده است.

دیگر سوغاتی های شیراز و استان فارس عبارتند از :

کلوچه و مسغتی شیراز
لیمو ترش جهرم
خرمای جهرم
نان شیرین فسا
حلوای ارده و نان کنجدی
حلوای مسغتی لار
حاج بادام و نان کماج نی ریز
پرتقال داراب
گیوه آباده
رب انار ارسنجان

پالوده شیراز                                                                                                                                                                       

ابلیمو شیراز

 


 
 
غزل حافظ
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧
 

روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
منت خاک درت بر بصری نیست که نیست
ناظر روی تو صاحب نظرانند آری
سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست
اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب
خجل از کرده خود پرده دری نیست که نیست
تا به دامن ننشیند ز نسیمش گردی
سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست
تا دم از شام سر زلف تو هر جا نزنند
با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست
من از این طالع شوریده برنجم ور نی
بهره مند از سر کویت دگری نیست که نیست
از حیای لب شیرین تو ای چشمه نوش
غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست
شیر در بادیه عشق تو روباه شود
آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست
آب چشمم که بر او منت خاک در توست
زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست
از وجودم قدری نام و نشان هست که هست
ور نه از ضعف در آن جا اثری نیست که نیست
غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است
در سراپای وجودت هنری نیست که نیست


 
 
اشعار - فریدون مشیری
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۱
 

آوایش از دور،

بانگ خوش آمد بود - شاید -

پوینده در پهنای آن دشت زمرد،

بالنده تا بالای آن باغ زبرجد،

مثل همیشه، گرم، پر شور ...

نزدیک تر، نزدیک تر،

از لابه لای شاخه ها، از پشت نیزار،

گهگاه می شد آفتابی !

نیلوفرستانی، سمن زاری، که چون عشق،

تا چشم می پیمود، آبی !

نزدیک تر، نزدیک تر، او بود، او بود .

آن همدل همصحبت آئینه رو بود .

آن همزبان روشن پاکیزه خو بود .

آن عاشق از خود برون،

آن عارف در خود فرو بود .

آن سینه، آن جان، آن تپش، آن جوشش، آن نور ...

دریا، همان دنیای راز بیکرانه،

دریا، همان آغوش باز مادرانه،

دریا، شگفتا، هر دو، هم گهواره ... هم گور ... !

نزدیک تر، نزدیک تر، او هم مرا دید .

آوای او بانگ خوش آمد بود،

بی هیچ تردید .

آن سان که بیند آشنائی آشنا را،

چیزی در ین عالم به هم پیوند می داد

جان های بی آرام ما را .

خاموش و غمگین، هر دو ساعت ها نشستیم !

خاموش و غمگین هر دو بر هم دیده بستیم .

ناگاه، ناگاه،

آن بغض پنهان را، که گفتی،

می کشت مان چون جور و بیداد زمانه؛

با های های بی امان در هم شکستیم ؟ ...

از دل، به هم افتاده، مالامال اندوه،

بر شانه های خسته، بار درد، چون کوه،

می گفتیم و می گفتیم و می گفت و می گفت،

تا آفتاب زرد، در اعماق جنگل فرو خفت !

دریا و من، شب تا سحر بیدار ماندیم .

شعری سرودیم .

اشکی فشاندیم .

شب تا سحر، آشفته حالی بود با آشفته گوئی،

انده یاران بود و این آشفته پوئی،

بر این پریشان روزگاری، چاره جوئی .

دریا به من بخشید آن شب،

بس گنج از گنجینه خویش .

از آن گهرهای دلاویزی که می ساخت ؛

در کارگاه سینه خویش :

جوشش، تپش، کوشش، تکاپو، بی قراری !

ساکن نماندن همچو مرداب،

چون صخره - اما - پیش توفان استواری !

هم بر خروشیدن به هنگام،

هم بردباری !

در جاده صبح

با دامن پر، باز می گشتم - سبکبال -

سرشار از امیدواری !
می رفتم و دیدمش باز،

در صبحگاه آفتابی :

نیلوفرستانی، سمن زاری، که چون عشق،

تا چشم می پیمود، آبی !

از لابه لای شاخه ها از پشت نیزار

از دور، از دور ...

او همچنان تا جاودان سر مست، مغرور


 
 
اشعار - فریون مشیری
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۱
 

شنیده ای صد بار،

صدای دریا را .

سپرده ای بسیار،

به سبزه زارش، پروانه تماشا را .

نخوانده ای - شاید -

درین کتاب پریشان، حکایت ما را :

همیشه، در آغاز،

چو موج تازه نفس، پر خروش، در پرواز،

سرود شوق به لب، گرم مستی و آواز ...

سحر به بوسه خورشید شعله ور گشتن !

شب، از جدائی مهر

به سوی ماه دویدن، فریب خوردن، باز،

دوباره برگشتن !

فرو نشستن ، برخاستن، در افتادن

دوباره جوشیدن

دوباره کوشیدن

تن از کشاکش گرداب ها به در بردن ،

هزار مرتبه با سر به سنگ غلتیدن،

همه تلاش برای رسیدن، آسودن،

رسیدنی که دهد دست،

بعد فرسودن !

همیشه در پایان،

به خود فرو رفتن. در عمق خویش. پاک شدن !

در آن صدف، که تو « جان » خواندی اش ، گهر گشتن !

نه گوهری، که شود زیوری زلیخا را !

دلی به گونه خورشید، گرم، روشن، پاک

که جاودانه کند غرق نور دنیا را ...

اگر هنوز به این بیکران نپیوستی

از دست وامگذاری امید فردا را


 
 
اشعار -سهراب سپهری
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۱
 

ای عبور ظریف!

بال را معنی کن

تا پر هوش من از حسادت بسوزد.

ای حیاط شدید!

ریشه های تو از مهلت نور

آب می نوشد.

آدمی زاد - این حجم غمناک -

روی پاشویه وقت

روز سرشاری حوض را خواب می بیند.

ای کمی رفته بالاتر از واقعیت!

با تکان لطیف غریزه

ارث تاریک اشکال از بال های تو می ریزد.

عصمت گیج پرواز

مثل یک خط معلق در شیار فضا رمز می پاشد.

   من

وارث نقش فرش زمینم

و همه انحناهای این حوضخانه.

شکل آن کاسه مس

هم سفر بوده با من

از زمین های زبر غریزی

تا تراشیدگی های وجدان امروز.

ای نگاه تحرک!

حجم انگشت تکرار

روزن التهاب مرا بست:

پیش از این در لب سیب

دست من شعله ور می شد.

پیش از این یعنی

روزگاری که انسان از اقوام یک شاخه بود.

روزگاری که در سایه برگ ادراک

روی پلک درشت بشارت

خواب شیرینی از هوش می رفت،

از تماشای سوی ستاره

خون انسان پر از شمش اشراق می شد.

ای حضور پریروز بدوی!

ای که با یک پرش از سر شاخه تا خاک

حرمت زندگی را

طرح می ریزی!

من پس از رفتن تو لب شط

بانگ پاهای تند عطش را

می شنیدم.

بال حاضر جواب تو

از سؤال فضا پیش می افتد.

آدمی زاد طومار طولانی انتظار است،

ای پرنده! ولی تو

خال یک نقطه در صفحه ارتجال حیاتی


 
 
غزل حافظ
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٠
 

شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست
صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست

اساس توبه که در محکمی چو سنگ نمود
ببین که جام زجاجی چه طرفه‌اش بشکست

بیار باده که در بارگاه استغنا
چه پاسبان و چه سلطان چه هوشیار و چه مست

از این رباط دودر چون ضرورت است رحیل
رواق و طاق معیشت چه سربلند و چه پست

مقام عیش میسر نمی‌شود بی‌رنج
بلی به حکم بلا بسته‌اند عهد الست

به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می‌باش
که نیستیست سرانجام هر کمال که هست

شکوه آصفی و اسب باد و منطق طیر
به باد رفت و از او خواجه هیچ طرف نبست

به بال و پر مرو از ره که تیر پرتابی
هوا گرفت زمانی ولی به خاک نشست

زبان کلک تو حافظ چه شکر آن گوید
که گفته سخنت می‌برند دست به دست


 
 
جاذبه های گردشگری فارس
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٠
 

  

بهشت گمشده، قطعه‌ای از بهشت و سرزمینی همزیست با آب ، درخت و کوهستان است که در گوشه شمال غرب شیراز از توابع شهرستان مرودشت قرار گرفته و هر سال میهمانان و مسافران را از اقصی نقاط کشور به سوی خود فرا می‌خواند.

این منطقه دیدنی که زیبایی انبوه درختان و پرآبی رودخانه‌هایش چشم هر بیننده را می‌نوازد و میهمانان را به تحسین و تکریم آفرینش گر هستی وا می دارد از جمله مناطق حفاظت شده استان فارس است.
انبوه درختان در منطقه بهشت گمشده در پاره‌ای ازمناطق چنان پنجه در پنجه هم انداخته‌د و سقفی از نوازش بر سر رهگذران و گردشگران ساخته که به سختی می توان درخشش آفتاب را از میان شاخ و برگ درختان دید.
در این منطقه زیباو دیدنی آنچه به چشم می‌آید سبزی و زیبایی مناظر شگرف و آنچه به گوش می‌رسد صدای نوازشگر آب و نغمه پردازی پرندگان و آنچه احساس می شود طراوت و سرزندگی است.

منطقه حفاظت شده بهشت گمشده یا تنگ بستانک، بخشی از حوزه زاگرس میانی و حوزه آبخیز رود کر(‪ (kor‬می‌باشد که در امتداد شرقی رشته کوه دنا واقع گردیده است.
این زیست بوم که از مناطق عمده گردشگری طبیعی استان فارس محسوب می‌شود، دربرگیرنده پدیده‌های کم نظیر و منحصر به فرد طبیعی بسیار است.
بلندترین قله این منطقه کوهستانی و مرتفع، کوه رنج به ارتفاع سه هزارو ‪ ۹۵۰‬متراست که هیبت پر صلابت آن بر همه منطقه بهشت گمشده خودنمایی می‌کند.
بهشت گمشده یکی از پرباران‌ترین مناطق استان فارس و تامین‌کننده منابع عمده‌آب سد درودزن، دریاچه‌های بختگان،طشک و همچنین اراضی کشاورزی دشت‌های حاصلخیز بیضا، کامفیروز و کربال است.
مساحت این منطقه ‪ ۱۵‬هزار و ‪ ۳۲۴‬هکتار است که در شمال غربی استان فارس و در فاصله ‪ ۱۲۰‬کیلومتری شهر شیراز در بخش کامفیروزاز توابع شهرستان مرودشت قرار دارد.
موقعیت جغرافیایی بهشت گمشده بین ‪ ۳۰‬درجه و ‪ ۱۵‬دقیقه تا ‪ ۳۰‬درجه و ‪۲۵‬ دقیقه‌عرض شمالی و ‪ ۵۲‬درجه و ‪ ۲‬دقیقه تا ‪ ۵۲‬درجه و ‪ ۱۶‬دقیقه طول شرقی است.
این منطقه‌دارای اقلیم ایرانوتورانی‌است،تابستان‌های خشک داردو زمستان‌های بسیارسردآن‌با برف و یخبندان همراه است و متوسط بارندگی آن ‪ ۴۷۹/۴۲‬میلیمتر است.
تنگ بستانک یا همان بهشت گمشده دره زیبایی است که جهت امتداد آن شرقی غربی است و صخره‌های عمودی و مرتفع دو طرف آن را دربرگرفته است.
یکی از ویژگی‌های این پدیده طبیعی بستر سنگی کف دره است که رویشگاه درختان چنار، گردو و گیاهان سایه پسند است.


این درختان درفضای کم نور تنگ بستانک برای دسترسی به نور،دررقابت هستند و قامت بلند و تاج پوشش به هم پیوسته‌ای دارند.
زیست بوم آبی دریاچه پشت سد درودزن، مهمترین زیستگاه آبی بخش کامفیروز است که زیستگاه جانبی منطقه حفاظت شده تنگ بستانک می‌باشد.
این دریاچه آب شیرین، زیستگاه دو گونه از ماهیان بومی و سه‌گونه از کپور پرورشی است و از مکان‌های حائز اهمیت برای زمستان گذرانی پرندگان مهاجر می باشد.
پوشش گیاهی منطقه تنگ بستانک شامل دو جامعه پسته و بادام و جامعه بلوط است ودرختان و درختچه‌هایی از قبیل کیکم،زرشک،شیرخشت،بنه،چنار و گیاهان مرتعی از قبیل خارشتر،شیرین بیان،درمنه،گون و گرامینه را دارا می‌باشد.
پستانداران منطقه ، کل و بز،خرس قهوه‌ای،سمور،گرگ،روباه،شغال ،کفتار و خرگوش هستند و پرندگان منطقه شامل کبک ، تیهو، کبوتر، فاخته، خروس کولی، دارکوب ، عقاب و لاشخور است.


 
 
غزل حافظ
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٠
 

خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست

به رغم مدعیانی که منع عشق کنند
جمال چهره تو حجت موجه ماست

ببین که سیب زنخدان تو چه می‌گوید
هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد
گناه بخت پریشان و دست کوته ماست

به حاجب در خلوت سرای خاص بگو
فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست

به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است
همیشه در نظر خاطر مرفه ماست

اگر به سالی حافظ دری زند بگشای
که سال‌هاست که مشتاق روی چون مه ماست


 
 
درباره رنگ ها بدانیم
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٠
 

برخی از روانشناسان عقیده دارند رنگی که برگزیده و دلخواه کسی است میتواند گویای خصوصیات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زیر چکیده ای است که بر اساس این نظریه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:

خاکستری: احساس بی نیازی
این رنگ مظهر چشم پوشی از خوشی های دنیاست. کسانی که به این رنگ علاقه دارند اغلب در زندگی احساس رضایت می کنند، خاکستری رنگ عقلا است و جوانانی که به این رنگ اظهار علاقه می کنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال میدانند و در زندگی احساس بی نیازی می کنند.

در عشق بر افراد مسن تر از خود تمایل دارند و اغلب کسانی که از نظر فکر و ایده به آنها برتری دارند خیلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت

قرمز: خوش قلب اما خودپرست
این رنگ مظهر شدت و زیاده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداکاری و خشونت و خون و آتش. کسی که به این رنگ علاقه دارد هرگز نمی تواند در زندگی بی تفاوت باشد.

 این گونه اشخاص تند و سرکش و در عین حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شکست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.

قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران اغلب سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود، با آن که در عشق کاملاً فداکارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفکر و جویا شدن علت می جنگند.

دو عیب بزرگ خودپرستی و عدم کنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور کلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصیات متضادی هستند.

آبی: نظم، پشتکار، تنهایی
رنگ آبی از رنگهایی است که طرفداران زیادی دارد. اگر به این رنگ علاقه دارید، کاملاً می توانید هوس و احساسات و هیجانات خود را کنتر ل کنید.

ظاهر آرام شما دیگران را وادار می کند که به شما احترام بگذارند و دوست دارید پیوسته مورد احترام و ستایش دیگران قرار بگیرید.

در خرید و پوشش لباس قناعت می کنید و به علت شرم و حیا و گاه غروری که دارید میل دارید اغلب تنها باشید. حماقت و عدم فهم دیگران شما را کسل می کند و کسانی که از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می کنند.

کارهای خود را از روی نظم و ترتیب و بر پایه قواعد معینی انجام می دهید. یکی از صفات مشخص شما پشتکار شماست.

ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآمیز و باشکوهی است. دوستداران این رنگ پیوسته مجذوب زیبایی ها و ظرافتها می شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با این دسته لذتبخش است که امور معنوی بیشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نیز هست!

قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه ای را دوست دارید کاملاً می توان روی شما حساب باز کرد. باثبات و مقدس، شاعرپیشه وکمی فیلسوف مآب هستید.

به ندرت تغییر عقیده می دهید و با آن که کمتر تصمیم می گیرید اما هر بار که تصمیمی بگیرید آن را به مورد عمل می گذارید.

شما کاملاً در نگهداری پول و اسرار دیگران قابل اعتماد هستید. میل دارید پیوسته در عالم خودتان باشید و گاهی اوقات با اطرافیان خود رفتار خشونت آمیزی در پیش می گیرید. در عشق هرگز بدبین و تند نیستید.

صورتی: مورد علاقه دیگران
رنگ صورتی درواقع همان قرمز است که کمرنگ شده باشد. اگر به این رنگ علاقه دارید تمام صفات رنگ قرمز را کمی ملایمتر دارا می باشید، با گذشت هستید و در عشق، تندی نشان نمی دهید.

دیگران را خوب درک می کنید و با اطرافیان خود با ملایمت و لطف رفتار می کنید و به دلیل نشاط و شادابی تان مورد علاقه اطرافیان خود هستید. آنهایی که به این رنگ علاقه دارند اغلب شکستها، خشونتها و دشواری های زندگی را تحمل کرده اند و با مشکلات فراوان مواجه شده اند.

پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است ترکیبی و آنهایی که این رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متکی به نفس نیستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می کنند.

نفوذ در این گونه افراد مشکل است کسی که آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج کند. هوسباز نیستند و اگر با کسی دوستی کنند صداقت و فداکاری دارند. اگر افراد این دسته با کسی که خصوصیات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج کنند سعادتمند می شوند.

سبز: کنجکاوی
رنگ سبز طبیعت وتازگی است. اگر به این رنگ علاقه دارید زندگی با شما آسان است. نقطه اشتراک فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی دارید روابط شما با دیگران بر پایه ی اصول و قرارداد است.

دوست ندارید که در زندگیتان حوادثی به وقوع پیوندد اما کنجکاوانه به ماجراهای زندگی دیگران توجه دارید.

فیروزه ای: اسرارآمیز و پند ناپذیر
دوستداران این رنگ اسرارآمیزند و احساساتی و کارهای شخصی خود را به خوبی اداره می کنند. پشتکار دارند و باثباتند و به نصایح دیگران در مورد کارهای خود کمتر توجه دارند. فیروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.

سیاه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
این رنگ برخلاف عقیده ی همگان رنگ نومیدی و عزا نیست بلکه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران این رنگ هستید مسلماً به شخصیت اطرافیان خود احترام می گذارید و برای آن که دیگران را با ارزش و برجسته نشان دهید از هیچگونه کمکی به آنها دریغ نمی کنید و هرگز خود را به دیگران تحمیل نمی نمایید همچنین عقاید و نظریات دیگران را به آسانی می پذیرید.

یک نکته ی رنگی :
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغییر می کند به دلیل آن که خصوصیات اخلاقیتان نیز در سالیان دراز تغییر خواهد کرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقیده خود را عوض کنید به علت ضعف شما و یا به علت نیازتان به تغییر محیط است.


 
 
غزل حافظ
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٠
 

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا موعد دیدار کجاست

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
در خرابات بگویید که هشیار کجاست

آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
نکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست

هر سر موی مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و ملامت گر بی‌کار کجاست

بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش
کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست

عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو
دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست


 
 
شعرمحلی شیرازی
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٦
 

گفتم شنیدم که یی کارُی کرده دُرُسه      گُف هابله کار تموم شده خوبَم تُنُسه

 گفتم ازی عشقُی آبکی خیلی دیدیم ما    گف نَ جون تُ ئی بار کارش بُ اُسُ قُسه

 گفتم طرفش ینی که تافته ی جدُ بافته ن    گف خُدش می گه او ر که دلش می خاسه جُسه

گفتم ئی ر من می شناسمش کارش بی پاشنن     گف ئی حرفو از سوز دله کارش دُرُسه

 گفتم چرُ پَنوم پَسَلَک کاراش کرده          گف نخاسه فردُ بیذران دسه وُ مُسه

 گفتم چی چی گف از سَرُ سِرُی که به ما دُشت    گف مه چی تموم شد دلش از همه شُسه

 گفتم می گنُم یی چی برم نوشته راسه ؟    گف گفته بوگوش عروس شدم قِجقِجی غصه


 
 
غزل حافظ
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٦
 
دل می​رود ز دستم صاحب دلان خدا را   دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز   باشد که بازبینیم دیدار آشنا را
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون   نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل   هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت   روزی تفقدی کن درویش بی​نوا را
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است   با دوستان مروت با دشمنان مدارا
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند   گر تو نمی​پسندی تغییر کن قضا را
آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند   اشهی لنا و احلی من قبله العذارا
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی   کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد   دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
آیینه سکندر جام می است بنگر   تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند   ساقی بده بشارت رندان پارسا را
حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود   ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

 
 
جاذبه های گردشگری - شاه شجاع
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٦
 

   

شاه شجاع یکی از بزرگترین و شجاع ترین پادشاهان آل مظفر بوده است که در قرن هفتم چشم از جهان فرومی بندد و چون بعد از وی اختلاف بین جانشینان بوجود میاید وی را در محلی ساده و بدون هیچ تشریفاتی دفن می کنند و در زمان زندیه فردی به نام میرزا محمد خان کرمانی که از نوادگان شاه شجاع بود با اجازه کریم خان زند در سال 1191 هجری قمری سنگ بزرگی بر قبر وی نهاد و باغچه ای در اطراف آن احداث کرد و این سنگ تاکنون باقی مانده است.

آرامگاه دارای 4 ستون مورب است که گنبدی در بالای آن قرار دارد. سطح بیرونی گنبد به وسیله کاشی های تک رنگ نیلوفری تزئین شده است و در سطح داخلی گنبد با کاشی های هفت رنگ تصاویر گل و بوته ایجاد کرده و در چهار قسمت داخل گنبد مطالب و اشعابه خط نستعلیق نوشته اند.


 
 
مشاهیر و بزرگان فارس -حافظ
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٦
 

خواجه شمس الدین محمّد بن محمد حافظ شیرازی ملقب به لسان‌الغیب و ترجمان‌الاسرار، از بزرگترین شاعران نغزگوی ایران است.

تذکره نویسان نوشته‏اند که پدرش "بهاالدین محمد" بازرگانی می‏کرد و مادرش اهل کازرون و خانه ایشان در دروازه کازرون شیراز واقع بود.

ولادت حافظ  حدود سال  727 ه.ق در شیراز اتفاق افتاد. حافظ در کودکی از مهر پدر محروم گشت و در اوایل جوانی قرآن را با قرائت‏های گوناگون متداول آن زمان آموخت و اتخاذ تخلص "حافظ" نیز بدین دلیل است.

وی در جوانی به آموزش قرآن و ادب عربی و علوم اسلامی پرداخت و در تفسیر، کلام، حکمت و ادب تبحّر یافت. پیوسته در شیراز اقامت نمود و تنها سفری به یزد کرد. از میان امیران عصر خود چند تن را مانند ابواسحاق اینجو، شاه شجاع  و شاه منصور در اشعارش ستوده است.

دیوان کلیات حافظ مرکب است از پنج قصیده، غزل‏ها، مثنوی کوتاهی معروف به "آهوی وحشی" و "ساقی نامه"، قطعه ها و رباعی‏ها.

در تفأل به دیوان حافظ، چون در هر غزلی می‏توان توجیه بیتی را حسب حال تفأل کننده یافت، بدین سبب سراینده دیوان  را "لسان الغیب" لقب داده اند. وفات حافظ به‏سال 792 ه.ق  اتفاق افتاد.

او دارای زن و فرزندان بود. درباره عشق او به دختری "شاخ نبات" نام، افسانه‏هایی رایج است و بنابر همان داستان‏ها حافظ آن دختر را به عقد مزاوجت درآورد. چند بار در شعرهای حافظ به اشارتی که به مرگ فرزند خود دارد بر می خوریم.

حافظ را پس از وفات، در گورستان مصلی به خاک سپردند. نخستین ‌بار ابوالقاسم بابر پسر میرزا بایسنغر نواده شاهرخ بن تیمور بر مقبره وی، آرامگاهی بنا نمود.

بیستم مهرماه به عنوان یادروز حافظ در تقویم سالیانه ایران اسلامی به ثبت رسیده است و بدین مناسبت هر سال مراسمی ویژه در شیراز از سوی ستاد برگزاری یادروز حافظ تدارک دیده می شود.

امسال نیز به همین مناسبت ویژه برنامه هایی تحت عنوان همایش بین المللی یادروز حافظ در شیراز برگزار می شود.