دختر شیرازی

فرهنگی ادبی اجتماعی

شعر سهراب سپهری
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥
 

روشنی است آتش درون شب

و ز پس دودش

طرحی از ویرانه های دور.

گر به گوش آید صدایی خشک:

استخوان مرده می لغزد درون گور.

دیر گاهی ماند اجاقم سرد

و چراغم بی نصیب از نور.

خواب دربان را به راهی برد.

بی صدا آمد کسی از در،

در سیاهی آتشی افروخت.

بی خبر اما

که نگاهی در تماشا سوخت.

گر چه می دانم که چشمی راه دارد با فسون شب،

لیک می بینم ز روزن های خوابی خوش:

آتشی روشن درون شب