دختر شیرازی

فرهنگی ادبی اجتماعی

حکایت سلیمان نبی و دزد مرغابی
نویسنده : فروغ ظفرآبادی - ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢۸
 


مردی نزد حضرت سلیمان علیه السلام آمد و شکایت کرد که همسایه ها مرغابی مرا می دزدند و نمیدانم کیست.

حضرت سلیمان وقتی مردم در مسجد بودند خطبه خواند و گفت: یکی از شما مرغ همسایه را می دزدد و داخل مسجد می شود در حالتی که پر او بر سرش است.

مردی دست بر سر کشید ... حضرت گفت: بگیرید که دزد اوست.