دختر شیرازی

فرهنگی ادبی اجتماعی

اشعار پروین اعتصامی-اشک یتیم
نویسنده : فروغ ظفرخواه - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٢۳
 

روزی گــذشــت پــادشـهـی از گــذرگـهـی            فریاد شوق بر سـر هـر کوی و بـام خـاست

پرسید زان میـانـه یـکـی کـودکـی یـتـیـم               کاین تابناک چیست که بر فرق پادشاست؟

آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست              پیداست آنقدر که مـتـاعی گـرانـبـهـاسـت

نزدیک رفــت پـیرزنـی گـوژ پشت و گفت                این اشک دیده­ی مـن و خـون دل شماست

ما را به رخت و چوب شبـانی فریفته است            این گرگ سال­هاست که با گله آشنـاسـت

آن پارسا که ده خرد و ملـک، رهـزن اسـت            آن پادشـا کـه مـال رعیـت خـورد گداسـت

بـر قـطـره­ی سرشـک یتیمـان نظـاره کـن               تا بنـگـری کـه روشنـی گـوهـر از کـجـاست

پرویـن به کجروان، سخن از راستی چه سود          کو آنچنان دلی کـه نـرنـجـد ز حـرف راسـت


 
 
اشعار پروین اعتصامی
نویسنده : فروغ ظفرخواه - ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٥
 

نگردد پخته کس با فکر خامی


نپوید راه هستی را به گامی


تر توش هنر میباید اندوخت


حدیث زندگی میباید آموخت


ببید هر دو پا محکم نهادن


از آن پس، فکر بر پای ایستادن


پردن بی پر تدبیر، مستی است


جهان را گه بلندی، گاه پستی اس