دختر شیرازی

فرهنگی ادبی اجتماعی

غزلیات استاد شهریار -ماه
نویسنده : فروغ ظفرخواه - ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٢۳
 

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست 

روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست 

متن خبر که یک قلم بی‌تو سیاه شد جهان 

حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست 

چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم 

اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست 

نو گل نازنین من تا تو نگاه می‌کنی 

لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست 

ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین 

قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست 

لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن 

چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست 

غفلت کائنات را جنبش سایه‌ها همه 

سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست 

از غم خود بپرس کو با دل ما چه می‌کند 

این هم اگر چه شکوه‌ی شحنه به شاه کردنست 

عهد تو (سایه) و (صبا) گو بشکن که راه من 

رو به حریم کعبه‌ی "لطف آله" کردنست 

گاه به گاه پرسشی کن که زکوة زندگی 

پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست 

بوسه‌ی تو به کام من کوه نورد تشنه را 

کوزه‌ی آب زندگی توشه راه کردنست 

خود برسان به شهریار ایکه درین محیط غم 

بی‌تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست


 
 
شعر از استاد شهریار
نویسنده : فروغ ظفرخواه - ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢۱
 

آمـدی، جـانـم بـه قـربـانـت ولــی حـالا چـرا              بی وفـا حـالا کــه من افـتــاده ام از پـا چـرا

نوشـدارویی و بعـد از مرگ سهـراب آمدی                سنگدل این زودتر می خــواستی، حالا چـرا

عـمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست                 من که یک امروز مهـمـان توام، فـردا چـرا

نـازنـیـنا مـا بـه نـاز تـو جـوانـــی داده ایــم                دیگـر اکنون با جوانان ناز کـن، بـا مـا چـرا

وه کـه بـا ایـن عـمرهـای کـوتـه بی اعـتبار               این همه غافل شدن از چون منی شیدا چـرا

شورفرهادم به پرسش سر بزیر افکنده بود               ای لـب شـیـرین جـواب تـلخ سربالا چـــرا

ای شب هجران که یکدم در تو چشم من نخفت         این قدر با بخت خواب آلود من، لالا چـرا

آسمان چـون جمع مشتاقان پریشان می کند            در شگـفـتم من نمی پاشد ز هـم دنــیـا چـرا

در خـزان هـجر گـل ای بلبل طبع حــزین                  خامُـشی شـرط وفـاداری بـود، غـوغـا چـرا

شهـریارا بی حبـیب خود نمی کردی سفر                این سفـر راه قـیامت می روی، تـنهـا چـرا