غزل سعدی

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم      دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوقست در جدایی و جورست در نظر هم     جور به که طاقت شوقت نیاوریم

روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست           بازآ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سریست با تو که گر خلق روزگار               دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من       از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم      

      ما با توایم و با تو نه‌ایم اینت بلعجب       در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم       

نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب           نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم        

از دشمنان برند شکایت به دوستان        چون دوست دشمنست شکایت کجا بریم     

ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس        آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم    

سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند      چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم

/ 2 نظر / 13 بازدید
انجمن اینترنتی ایرانیان

سلام دوست عزیز. وقت شما بخیر. از شما دعوت میکنم در انجمن اینترنتی ایرانیان عضو بشید. این انجمن نویسنده و مدیر فعال جذب میکنه. در صورت تمایل به عضویت، قوانین انجمن رو به دقت مطالعه کنید. به امید تشکیل انجمنی بزرگ، برای دختر و پسرای مؤمن ایرونی! موفق باشید. یا علی . . .

حسین

این شعر رو محسن نامجو خونده که فوق العاده هست