غزل حافظ -

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
می‌سپارم به تو از چشم حسود چمنش
 
گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور
دور باد آفت دور فلک از جان و تنش
 
گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا
چشم دارم که سلامی برسانی ز منش
 
به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه
جای دل‌های عزیز است به هم برمزنش
 
گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد
محترم دار در آن طره عنبرشکنش
 
در مقامی که به یاد لب او می نوشند
سفله آن مست که باشد خبر از خویشتنش
 
عرض و مال از در میخانه نشاید اندوخت
هر که این آب خورد رخت به دریا فکنش
 
هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال
سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش
 
شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است
آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش
/ 4 نظر / 4 بازدید
رضا

سلام.اگر مایل به تبادل لینک هستید منو با نام مطالب خواندنی لینک کنید.به من اطلاع دهید که شمارو با چه نامی لینک کنم رضا نبی پور

میلاد

[گل][گل][گل] ... آفرین بر لطف سخن حافظ...

عاشق کوهستان

سلام دوست عزیز[گل] به به آفرین بر شما ........ [دست] فول انرژی زاست ممنونم زنده باشید[قلب]